مرتضى مطهرى
1022
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خودش به باطل گراييده محكوم به فنا بوده ؛ يعنى به باطل گراييدن بهطور كامل و از حق بريدن همان و فانى شدن همان . البته اشتباه نشود ؛ نه مقصود اين است كه آناً فانى مىشود . اگر مىگويند يك باطل محكوم به فناست نه معنايش اين است كه همين قدر كه [ جامعه ] به باطل گرايش پيدا كرد فوراً از بين مىرود ، بلكه يعنى يك شىء مردنى است ، محكوم به مرگ است ، از درون خودش دارد مىميرد . نظير اينكه امروز حكم مىكنند ، مىگويند فلان تمدن محكوم به مرگ است يعنى اكنون از درون خودش دارد مىميرد ، الآن در حال مردن است ؛ يعنى همين تمدنى كه شما الآن آن را سر پا داريد مىبينيد او الآن دارد مىميرد . چون مرگها و حياتها تدريجى است . ضرورتى ندارد كه مرگ به صورت دفعى باشد ، به صورت تدريجى هم باشد بالاخره مرگ مرگ است . 1 . آيهء 17 سورهء رعد قرآن اين صحنهها را به شكل عجيبى مجسم كرده است . اولين آيهاى كه خوب است در اينجا خوانده شود آيهء 17 سورهء رعد است : أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ . به صورت يك مَثَل مىفرمايد كه خدا از آسمان ، از سماء ( سماء يعنى جهت عِلوْ ، سُمُوّ يعنى عِلوْ ) ، از بالا آبى را فرستاد . نمىگويد « الماء » [ آب ] ، مىگويد « آبى » . بعضى مفسرين مثل [ صاحب ] الميزان گفتهاند يعنى آب صافى ( وقتى كه نكره مىآيد اشاره به يك نوعيت خاص است ) : آب صاف پاكى فرستاد . مقصود اين است كه باران شديدى آمد . باران ريخت در كوهها و بعد سرازير شد در واديها و درهها ، و هر درهاى ، هر واديى ، هر رودخانهاى به اندازهء خود از اين آب گرفت و سيلى جريان پيدا كرد : فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها واديهايى به سيلان آمد هركدام به اندازهء خود . بعد در ضمن اين مَثَل يك مَثَل ديگر يا متمم براى اين مَثَل ذكر مىفرمايد : فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً سيل كه راه افتاد ، بعد اين سيل حمل مىكند با خود كف بالاروندهاى را ، يعنى كفى كه روى آب را فرا گرفته است . پس آب آمد ، بعد اين آب تبديل شد به سيلها در رودخانهها و بعد اين سيلى كه در رودخانهها جريان دارد كفى به وجود آورد آن هم نه كفى كه در لابلاى سيل باشد ، بلكه كفى كه رويش را بگيرد .